سوال 3...
سلام آقا امید امیدواورم که خوب باشید

راستش من ازتون کمک میخواستم اما اول پیشنهاد میکنم اگه زخمتی نیست وبلاگم رو بخونید چون همه چیز رو توش نوشتم البته همه چیز همه چیز نه یه چیزایی رو باید خصوصی به شما بگم
من 21 سالمه و آقا ابراهیم 9 ماه از من کوچکترن . من یک ازدواج نا موفق داشتم که 6 ماه بیشتر نبود. عقد بودم دلیل جدا شدنم هم به خاطر این بود که خونواده ی نامزد سابقم واسه کارش دروغ گفته بودن نه و بابا خوب نرفته بودن تحقیق .
حالا جریان آشنا شدنمون رو با آقا ابراهیم تو وبلاگ نوشتم اگه لطف کنید بخونید متوجه می شید. مشکل ما اینه که خونواده ی آقا ابراهیم چون جریان نامزدی من رو فهمیدن که روز خواستگاری مامانم گقتن بهشون ناراضی هستن. آقا ابراهیم دیپلم هستن و قراره اردیبهشت ماه برن سربازی و منم کاردانی مو تمو م کردن واسه کارشناسی دانشگاه شرکت کردم از لحاظ موقغیت خونوادگی هم دو ناییمون در سطج خوبی هستیم . ایشون پسر بزرگ خونواده هستن و منم تک دخترم. اگه سوالی هست بپرسید در اسرع وقت جواب میدم
موفق و موید باشید
جواب:
با سلام، شما یک بار یه ازدواج نا موفق داشتین و خیلی بهتر از منو همه میدونین که انتخاب درست همسر چه امر مهمیه. بهتون پیشنهاد میکنم که بیشتر فکر کنید. سعی کنید احساسی تصمیم نگیرین، سعی کنید همدیگرو بشناسید. دوست داشتن دو طرف خیلی خوبه اما این برای یه ازدواج موفق کافی نیست. تا حالا فکر کردین که چرا دوسش دارین؟
ایشون هنوز سربازی نرفتن، تحصیلات هم که ندارن، سنشون هم که کمتر از شماست. شما فکر کردین که وقتی دو سال بره سربازی شما میخوایین چی کار کنین؟
سعی کن منطقی تصمیم بگیری تا در آینده موفق باشی، تصمیمهای عجولانه و احساسی معمولا نتایج خوبی نداره. این دوست شما به خاطر سن کمی که داره احتمالا احساسی تصمیم میگیره و شاید بعدا پشیمون بشه، باهاش صحبت کن تا در آینده دچار مشکل نشین. ازش بپرس که چرا دوست داره؟
دلایلش باید منطقی باشه چون دوست داشتن های بی دلیل سرانجام نداره.
یه مورد دیگه هم هست و اون اینکه سعی کن تو روابطت، هر رابطه ای میتونه باشه، دروغ نگی، در رابطه ای که دروغ وارد بشه، دوستی از بین میره و رابطه تموم میشه.
امیدوارم حرفهام به دردت خورده باشه. موفق باشی.
