سوال خانم فرناز...
من 23 سال دارم و حدود 3 سال هست که با یکی از همکارام دوستم و با اینکه اون خیلی مایل به ازدواج هست ولی هم از لحاظ مادی مشکل داره و هم من اینطور برداشت می کنم که از لحاظ فرهنگی خانواده هامون متفاوتند و جدیدا طوری شدم که با این که خیلی بهم ابراز علاقه میکنه من فکر میکنم بهم اهمیت نمیده در حالی که خودش می گه اینطور نیست و همیشه از برداشت های من شاکیه من چیکار کنم که بهش اعتماد پیدا کنم؟؟لطفا راهنماییم کنین
بینهایت ممنونم
اول اینکه متاسفم که چند وقت نتونستم جواب سوالهای شما عزیزان رو که زخمت کشیدین و به این وبلاگ اومدین و درد دل کردین رو بدم، از امروز تلاش میکنم که هر شب دوباره بنویسم.
حالا جواب:
دوست خوبم شما باید اولا باید ببینید که چقدر به همکارتون علاقه دارین، واقعا دوست دارید که تمام عمرتون رو با ایشون باشدی یا نه، یعنی اول باید خود شناسی بکنید و بعد برید سراغ ایشون.
معمولا چیزی رو که ما به علاقه و عشق و دوست داشتن تعبیر میکنیم، بعضا یه عادت ساده اس و زود گذر، بعضا یه احساس آرامش.
باید کمی منطقی به این مساله نگاه کنید، ببینید که آیا او را واقعا دوست دارید یا نه؟
بعد هم فکر حل مشکلات مادی و فرهنگی باشید، یکی از کارهای بسیار جالبی که انسان و موجودات زنده قادر به انجام آن هستند، سازش و همزیستیه، یعنی خودتون را با شرایط وفق بدین.
مساله اینجاست که متاسفانه در شرایط امروزی کمتر کسی پیدا میشه که از نظر مالی، کسی باشه که شما میخوایین، پس باید آینده رو خودتون با کمک همدیگه همونطور که دوس دارید و آرزوش رو دارید بسازید نه اینکه منتظر بمونید کسی از رویاهای شما بیاد بیرون و با هم ازدواج کنید.
در مورد مساله بعدی که مطرح کردید احساس میکنید علاقه ایشون نسبت به شما کم شده هم باید بگم که این مساله کاملا عادیه و همه بعد از مدتی تو روابطشون به این مساله میرسن، پس زیاد روی این موضوع زوم نکنید و منتظر گذر زمان باشد تا این موضوع خود به خود حل شود.
موفق باشید...
