سوال خانم مریم...
خسته نباشی
امیدوارم بتونی راهنماییم کنی
من 2ساله که با یه پسر آشنا شدم
همه ی اعضای خانواده و فامیل هم من و هم او در جریان هستن
مادرو خواهر بزرگ این پسر مخالف بودن ما با هم هستن
مشکل من اینه که من با این پسر رابطه داشتم
و هیچ کس بجز خواهر بزرگ(که مخالفه) و خواهر کوچکش(که به نظر می رسه دوسم داره) و شوهراشون از این جریان خبر نداره
خودش به خواهر کوچکش گفت و یه روز که با هم دعوامون شد من با خواهر بزرگش صحبت کردم
وقتی باهاش صحبت کردم فهمیدم که مخالفه منم مجبور شدم که بهش بگم که با برادرش رابطه داشتم
تازه کلی شاکی شد و من و خانوادم رو مقصر دونست
یکسال اول خوب بود و با هم مشکلی نداشتیم
ولی الان مدام با هم دعوا می کنیم,بهم توهین می کنه, حتی به من گفته که من ولت می کنم می رم تو هم نمی تونی ثابت کنی که من با تو رابطه داشتم و چندبارم هم زده تو گوشم
مهم تر از همه اینکه من دوبار شماره ی دو تا دختر رو تو گوشیش دیدم
خودش وانمود می کرد که مزاحم هستن
ولی با خود دخترا که صحبت کردم می گفتن 2ساله باهاش دوستن
یکیشون گفت دوسش دارم!!!
یکیشونم گفت قراره بیاد خواستگاریم!!!
ولی این پسر قسم خورد که مزاحم هستن و ...
منم قبول کردم
ولی 2 یا 3 روز پیش دیدم همون دختری که می گفت این پسر قراره بیاد خواستگاریم دوباره بهش اس ام اس داد
من اصلا به روی خودم نیوردم
ولی دارم داغون می شم
می دونی دیگه دوست ندارم باهاش باشم نمی تونم قبول کنم که این آدم همسر آینده ی من باشه
ولی...
با این کاری که کردم هیچ راهی ندارم
جواب:
مریم عزیز سلام.
خیلی سریع و بدون توضیح میرم سر اصل مطلب، شما فرمودید که مادر و خواهر بزرگتر ایشون مخالف شما هستن، اما هیچ دلیلی ذکر نکردین.
مساله بعدی اینکه شما میگید با هم رابطه داشتین ولی نگفتین تا چه حد.
شما نمیخواین با ایشون باشین و مساله آخر مساله خیانته!
معمولا پسرها بعد از رابطه کمی سردتر میشن نسبت به دختر، دلیلش هم خیلی واضحه، نظر شخصی من در مورد رابطه(نه جنسی) کل روابط، روابط والدین و فرزند، روابط دو همجنس و روابط دوست دختری و دوست پسری و... اینه که، هر کدوم از این افراد مثل اینکه یک مشت سنگ تو دستشونه، هر اتفاق تازه ای که تو این رابطه اتفاق میفته، مثل اینه که یکی از اون سنگها رو روی زمین پرت میکنیم، خوب یه روزی این سنگها تموم میشه، اونجاست که اگه کسی هشیار نباشه، رابطش تموم میشه.
حالا شاید دیگه هیچ کدوم از شما سنگی تو دست ندارین که پرت کنید و رابطتون تموم شده و خودتون را دارین اذیت میکنین، اما پیشنهاد من به شما اینه که یک بار حداقل تو زندگیتون یه تصمیم واقعی بگیرین با هم که آیا واقعا میخوایین به رابطتون ادامه بدین و یا میخوایین این رابطه تموم بشه، فقط یکبار با خودتون رو راست باشین، اگه میخواین تمومش کنید که هیچ، اما اگه میخوایین ادامه بدین، باید یه سنگهای جدید و تازه بردارید و به طرف مقابل چیزهای تازه نشون بدین، شاید این سنگ، عوض کردن مدل مو یا رنگ مو باشه، شاید عوض کردن تیپ باشه، شاید حتی عوض کردن لحن حرف زدن و تکیه کلام باشه، شاید یه چیز خیلی خیلی کوچکتر باشه، اینو شما بهتر از من میدونی، پس اگه میخوای رابطت حفظ بشه باید برای این رابطه دل بسوزونی و تلاش کنی و هیچوقت تنها تصمیم نگیر چون تصمیم تو سرنوشت حداقل دو نفر رو عوض میکنه!
امیدوارم موفق باشی، بازم برام بنویس...
